نقاشی پرتره شادمهر

وی و ویار!

post-V

هیچ چیز مثل یک سریال اعتیاد آور نمی تونه وقتتو پر کنه! بعد از فرار از زندان و فلش فوروارد، سومین سریالی که شروع به تماشا کردم، سریال “V” بود. همینجا از سینا ی عزیز بابت لطفش تشکر می کنم که وقت می ذاره و با علاقه اونها رو با کیفیت بالا دانلود و بلاعوض! در اختیار دوستاش قرار میده.
قبل اینکه در مورد موضوع این سریال بنویسم و هدف اصلی نوشتن این پست رو بگم می خوام یه مقدار کلی تر در مورد این سریال ها صحبت کنم.

علی رغم همه ایرادات و انتقاداتی که به این نوع مجموعه ها وارد میشه اما انصافاً نکات مثبت بسیار زیادی هم خواه ناخواه براشون وجود داره. همین که یک داستان به صورت لحظه به لحظه و به آهستگی روایت بشه این امکان رو به بیننده میده که حداقل بدونه افراد مختلف در موقعیت های مختلف میتونن تا چه حد رفتار های متفاوتی رو نشون بدن. حتی میتونه یه تجربه ی اتفاق نیافتاده براشون محسوب بشه، مثل خیلی از محصولات اینچنینی.
مواردی با اهمیت پایین تر مثل چگونگی سبک زندگی و … هم به همین اندازه می تونه مفید باشه. این درسته که این مجموعه ها گزینه ی مناسبی برای القا یه سری عقاید مغروضانه به حساب میان اما این بسته به میزان فهم و درک شخصه که از این پیام های گنجانده شده ی احتمالی تا چه اندازه تاثیر پذیری داشته باشه؟
جدای از همه ی اینها وقتی در دنیای یک سریال با موضوع و فضای خاص خودش وارد بشید این باعث میشه برای مدت زمانی از خودتون و اتفاقات دور و برتون جدا شید. شما میدونید وقتی به میزان زیادی غرق چیزی بشیم داشتن یه دید کلی از فعالیت هامون رو از دست میدیم. لحظاتی دوری از خودتون و محیط اطرافتون حتی میتونه باعث بشه در برخی موارد با ذهن و دیدی بازتر تو زندگیتون تصمیم گیری کنید.

خلاصه داستان: سریال V محصول abc است. حرف V مخفف کلمه ی Visitors هست به معنی بازدیدکنندگان. یک روز هم زمان سفینه هایی بر فراز شهرهای بزرگ دنیا به پرواز در میان و به نظر میرسه سرنشینان درون این سفینه ها بیگانه ها هستن و طبق گفته ی خودشون قصد صدمه زدن به کس یا جایی رو ندارند و هنوز معلوم نشده که از زمین و زمینی ها چی میخوان! از بازیگران این سریال هم میشه به Joel Gretsch ( تام بالدوین در سریال ۴۴۰۰ ) و Elizabeth Mitchell ( جولیت در سریال Lost ) اشاره کرد. بازدیدکنندگان از سیاره ای زیبا با شهرهای بزرگ و اقیانوسهای عظیم اومدن که برخلاف زمینی ها اونو به کشورهای مختلف تقسیم نکردن و همه اهل یک کشور هستند! کشوری که رهبری اونو «اَنا» (با بازی Morena Baccarin) برعهده دارد. در ادامه متوجه میشیم که بازدیدکنندگان همینطور سرزده هم نیامده بودند! عده ای از اونا در لباس انسان، سالهاست که در کنار بشر زندگی میکردند. گویا برنامه ی آنها نابودی همه ی مردان، زنان و کودکان از روی زمینه! اما حالا سلاح ویژه ی «اعتماد اکثریت انسانها» رو در دست دارن و همین عامل هم موجب میشه تا کار برای اقلیت قلیلی هم که از موضوع اطلاع دارند، سخت بشه و …

در یازدهمین قسمت از این سریال ۱۲ قسمتی (که هنوز سیر داستانی ش به پایان نرسیده) داستان به گونه ای رقم می خوره که Vها با آسیب رسوندن به خودشون و مقصر جلوه دادن ستون پنجمی ها (همنوعان مخالف) سعی در تحریک احساسات انسانی دارن تا بتونن با حمایت و جلب اعتماد انسانها از خودشون در برابر ستون پنجم دفاع کنن.
در ادامه ی این حرکت به صورت دروغین تصمیم به ترک ۲۹ سفینه شون از زمین میگیرن. اولین سفینه از آسمان شانگهای چین برای ترک زمین به حرکت در میاد. به دنبال انتشار خبر حرکت این سفینه در رسانه ها، تصاویری از اعتراضات جهانی در کشور های مختلف نشون داده میشه. اینکه این تصاویر در واقع مربوط به چه حادثه یا مناسبتی در اون کشور بوده و در سریال استفاده شده، چندان مهم نیست، اما نکته ی مضحک اون تصویریه که از ایران (تهران) برای این واقعه پخش میشه. این تصویر هر چی که هست اعتراض رو به تصویر نمی کشه بلکه قسمتی از یک مراسم عزاداریه!! که مردم در حال سینه زدن هستن و جالبتر از اون یک روحانی در حال مدیریت عواملی هست که روی ماشین در حال حمل بلندگو ها و نوحه خوانی هستند. ضمن اینکه عکس یک شهید هم در دست یکی از هموطنامون مشاهده میشه.
iran-tehran-v

داشتم فکر میکردم اگه واقعا روزی برسه که همچین واقعه ی اعجاب برانگیزی برای ساکنین زمین رخ بده، موضع مردم و مذاهب مختلف چی میتونه باشه؟ آیا حتی ممکنه کار به جایی برسه که برای رفتنشون به سبک عزاداری ائمه به سر و سینه بزنن؟!
دیدن یه روحانی در اون بین منو یاد یه فرضیه ی نسبتا جالب قدیمی از چگونگی اثبات وجود خداوند، پیامبران و معجزاتشون انداخت. جایی خونده بودم عده ای این فرضیه رو مطرح کردن مبنی بر اینکه این احتمال وجود داشته تا در هزاران سال قبل موجوداتی با قدرت و امکانات و علمی چندین برابر پیشرفته تر از چیزی که ما حتی در قرن حاضر داریم! به زمین اومدن و افرادی رو از خودشون با قدرت هایی خاص در بین انسانها فرستادن که ما امروز از اونها به اسم پیامبر یاد می کنیم. و با این فرضیه حوادثی مثل انواع معجزات پیامبران رو توجیه کردند ( توجیهاتی که با علم امروز ما هم قابل قبوله). معجزاتی مثل شفای بیماران و زنده کردن مردگان (احیا)، ید بیضا، بیرون اومدن شتر از دل کوه و … که با تکنولوژی امروز اتفاقات غریبی به نظر نمیاد اما برای مردم اون روزگار حکم معجزه و خرق عادت رو داشته.
موارد غیر قابل توجیه فراوانی هم وجود داشته و اونقدر واضح بودن که سریعاً فرضیه رد شده.
پیشنهاد میکنم شما هم دانسته های دینی تون رو با این نظریه تطابق بدید و ببینید مورد قابل توجیه میتونید پیدا کنید یا خیر!
نظرتون در مورد بزرگی به نام امام زمان (ع) و غیبت ایشون در این باره چیه؟!! یعنی ممکنه که …

برای دیدن چند تصویر کلوزآپ از بازیگران به ادامه ی مطلب برید؛

ادامه مطلب »

… که هر اندازه خوبه عشق، همون اندازه بی رحمه…

.:: دانلود تیتراژ سریال در مسیر زاینده رود (کیفیت اورجینال) ::.
خواننده و آهنگساز: احسان خواجه امیری / شعر: دکتر افشین یدالهی

.:: دانلود آواز میانی سریال (عمر سبک) ::.
شعر: هوشنگ ابتهاج

.:: دانلود آواز میانی دوم (چراغ زندگی) ::. + .:: دانلود همین آواز با صدای استاد ایرج ::.
شعر: پژمان بختیاری

منبع: www.ehsan-khajehamiri.ir

تو با خودت هم دشمنی!!!

سلام؛
دیروز غروب طبق عادت ایام بی حوصلگی و بیکاری رفتم کلاس نقاشی. استادمون یه دوربین عکاسی حرفه ای خریده که هیچی هم ازش نمیدونه! ازمون می خواست باهاش کار کنیم و بهش یاد بدیم. من و سینا هم رفتیم تو محوطه جلوی کلاس تا یه کم عکاسی کنیم. بعد از چند تا عکس هوس عکاسی پانوراما کردیم که یهو یه ایده ی خنده دار به ذهنمون رسید.
این منم که به جون خودم افتادم

عکس از: سینا

همینطور منم یه عکس از سینا گرفتم که پیشنهاد میکنم حتماً ببینید> (اینجا)

دیروز یکی از دوستای خوبم بعنوان کادوی تولد نقاشی کشیده شده از آواتارم رو بهم داد (همین تصویری که کنار پاسخ های من به کامنت های شما می دیدید)

ضمناً به همین مناسبت آواتارم رو امروز تغییر میدم به عکسی جدیدتر!

راستی اگه شما هم بخواید میتونید با مراجعه به سایت “Gravatar” و ثبت نام و ارسال تصویر دلخواهتون، یک عکس آواتار داشته باشید تا کنار کامنت ها تون نمایش داده بشه. بعد از ارسال عکس در این سایت، درجه ی G رو برای عکستون انتخاب کنید. (فقط نکته مهم اینجاست که از این به بعد هنگام نوشتن نظر بایستی حتماً فیلد ایمیل رو پر کنید)

یه روزی یکی از آسمون میاد

سلام؛
هفته پیش سعادت نصیبمون شد که بتونیم نیمه شعبان رو مشهد باشیم، ضمن اینکه روز تولد خودم هم اونجا بودم.
ممنون از همه ی دوستانی که تبریک گفتن و این چند روز به وبلاگ لطف داشتن. خیلی دلم می خواست می شد می رفتم کافی نت و کامنتاتون رو بخونم. به یاد همه تون بودم.
خدا رو شکر به راحتی رفتیم و موندیم و زیارت کردیم و برگشتیم. قرار بر این بود سفر هوایی باشه اما نشد و خوشبختانه با ماشین خودمون رفتیم. اینطوری لذت سفر بیشتره. البته تنها واسه ما نه پدر بیچاره!!
از اونجاییکه قبل سفر گوشیمو فروخته بودم، واسه اینکه لذت سفر رو واسه خودم و بقیه دو چندان کنم، آلبوم سلام آخر رو از داشبورد در آوردم که با دیدن مناظر، پیش خودم تو سرم کلیپ بسازم!!
چند روزی بود که آب و هوای مشهد مناسب شده بود ( هر چی هم که بود از هوای شرجی مازندران بهتره؛ اینجا هفته ای یه ضد عرق تموم می کنیم ) امام رضا همیشه هوای زائراشو داشته. جمعیت زائرین فوق العاده بود. راستی این بار غذای حرم با یه جورایی پارتی بازی بهمون رسید.
ماشینو گذاشتیمش تو پارکینگ هتل و چون با مسیر ها آشنا نبودیم با تاکسی رفت و آمد می کردیم.
جالب اینکه یه بار نشستیم تو تاکسی دیدم بله! قرار نیست روزی رو بی صدای قشنگ آقا احسان سر کنیم. آهنگ فردایی روشن در حال پخش بود.
یه شب هم خواهر کوچولو رو بردیم پارک که دیدم دور یه آلاچیق جمعن و صدای موسیقی میاد. جلوتر رفتم و دیدم آقایون خودشون کنسرت برگزار کردن! ۲ تا نوازنده ی سنتور و تنبک با یه خواننده که درخواستی می خوند ( بابا می گفت خواننده ی محلی خراسانه ) آهنگش تموم شد و نوبت بعدی رسید، یکی می گفت مکه ی عشق معین رو بخون، یکی می گفت مرغ سحر …، این طور مواقع مغزم اصلاً کار نمی کنه. دنبال یه قطعه از احسان می گشتم که بخونه اما به نظرم هیچکدوم به جو اونجا نمیخورد، ضمن اینکه ۱% هم احتمال نمی دادم چیزی رو حفظ باشه. یهو “من یه پرنده م” به ذهنم رسید، داد زدم و گفتم، چند نفر دیگه هم از پیشنهادم استقبال کردن و درخواست کردن، اونم شروع کرد به خوندن.
صداش اصلاً به دلم ننشست، باور کنین اگه این استرس لعنتی رو نداشتم می رفتم میکروفن رو ازش می گرفتم که بفهن چطوری باید خوند. منتظر یه چه چه زدن بودم که قانع شم ارزششو داشته این همه آدم جمع شن ولی مثل اینکه اینم بلد نبود.
parande
فیلمش رو تبدیل کردم که “ببینید

کاریکاتور محمدرضا گلزار

کاریکاتور میثم مروستی

مطلب مرتبط:

شیوه های نوین تقلب!

یک شیوه جدید اضافه شد! مخصوص خارجی ها! (ببینید)
سلام؛
کم پیش میاد با بازدید کننده ها سلام و احوال پرسی داشته باشم. خوشحالم که دوباره فرصتی شد واسه صحبت با شما عزیزان.
دیگه تقریبا همه همون تو فرجه امتحانات به سر می بریم. از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون منم درس میخونم! به خدا!
اما انصافاً لذتی که در تقلب هست در درس خوندن نیست، از طرفی زکات علم رسوندن تقلبشه! (هر دو روایت از خودم)
تقلب از آغاز خلقت انسان همواره در حال تکامل و پیشرفت بوده، جالب اینجاست که برخلاف هر پدیده ی دیگه ای، تو این مقوله هنوز هم روش های کلاسیک مثل دید زدن برگه ی کناری یا تعویض برگه و … کاربرد داره (به هر حال هر چیزی که باعث بشه ذره ای به پاسخ ها و نمره ی ما افزوده بشه رو نباید انکار کرد و کنار گذاشت!)
یادتون باشه تقلب حق دانشجو و گرفتنش هم حق مراقبه.
روش هایی که میخوام براتون بگم خیلی ساده س. کافیه سر جلسه آدامس بجوید! نوشابه یا نوشیدنی بخورید! یک خودکار خوب به همراه داشته باشید و یا هندزفری تو گوشتون کنید.
عجیبه؟! با ادامه ی مطلب همراه باشید تا براتون بگم… ادامه مطلب »

پرتره ادری هپبورن – Audrey Hepburn

سری دوم عکس های بهاری

ادامه مطلب »